ابن سینا تاریخ نگار فلسفه نیز هست/ طبیعت شناسی در «فن سماع طبیعی»

 به گزارش طرح و نقش سازان به نقل از خبرنگار مهر، محمد جواد اسماعیلی، عضو گروه طبیعیات مؤسسه فلسفه و حکمت، در همایش تاریخ فلسفه طبیعی در تمدن اسلامی که در پژوهشکده تاریخ علم دانشگاه تهران برگزار شد، درباره فن سماع طبیعی به سحنرانی پرداخت.

در ابتدای اسماعیلی درباره موضوع سخنرانی خود گفت: بحث من در باب  ترجمه کتاب «فن سماع طبیعی» است که قریب به صد سال پیش به کوشش محمد علی فروغی منتشر شد و اخیرا از میرزا مهدی آشتیانی  به کوشش آقای صدوقی سها مناقشاتی که میرزا مهدی نسبت به ترجمه فروغی ابراز کرده است،  منتشر شد. وی درباره کتاب شفا متذکر شد که« کتاب شفاء یک دانشنامه ای است که ابن سینا آن را در چهار جمله تنظیم کرده، جمله تعبیر خود ابن سینا است، جمله منطق، جمله طبیعیات، جمله ریاضیات و جمله الهیات.

وی ادامه داد: هر جمله به فنونی تبدیل می شود؛ بخش سماع طبیعی نخستین بخش از کتاب طبیعیات است و باز هم تعبیر فن هم تعبیر خود ابن سینا است که البته باید توجه کنیم که این تعبیر جمله و فن هم در کتاب شفاء و هم در کتاب قانون نظم مباحث کتاب بر این اساس می باشد. در واقع کتاب شفاء ناظر است به مجموعه فلسفی و علمی که در یونان به کوشش ارسطو آغاز شده بود و مفسران هم کارهای ارسطو را شرح و تفسیر کردند. این مجموعه بعد از ترجمه به زبان عربی در اختیار فیلسوفان مسلمان قرار گرفت و شاید بشود گفت که نخستین اثر نظام مند و با یک سامان فلسفی و منطقی  برای اولین بار این مجموعه گرد هم آمد.

اسماعیلی درباره فن سماع طبیعی خاطر نشان کرد: فن سماع طبیعی که شامل چهار مقاله می شود و در مجموع شامل ۵۷ فصل می شود. ابن سینا نه فقط به عنوان یک فیلسوف بلکه باید به عنوان یک تارخ نگار فلسفه نیز شمرده شود البته در اینجا تلقی دیگری از تاریخ نگار فلسفه مطرح است یعنی در اینجا نه فقط به احوال و زندگی و آثار یک فیلسوف پرداخته شود بلکه فیلسوف در مقام منتقد فکر دارد آن فکر را روایت می کند. وقتی وارد مباحث مبادی طبیعت  می شویم ، می بینیم که آراء پارمنیدس ، هراکلیتوس و دیگر اندیشمندان  مطرح می شود. یک تاریخ نگار فلسفه به معنای امروزی روش های ورود به بحث طبیعت شناسی را بررسی نمی کند اما آغاز کتاب ابن سینا روش شناسی است و اینکه چگونه می توانیم شناخت پیدا کنیم؛ به تعیبر دقیق تر نه تنها روش شناسی بلکه نوعی شناخت شناسی است ، ما باید از امور مجمل یا امور کلی آغاز کنیم  و به امور مشخص و جزئی برسیم یا در تعبیر دیگری از آنچه برای ما شناختنی تر است آغاز می کنیم تا برسیم  به آنچه حقیقتا شناختنی تر است.

وی با بیان اینکه این شیوه با هیچ گونه از تاریخ نگاری فلسفی که امروزه با آن آشنایی داریم سنخیت ندارد ادامه داد: یک نوع تلقی در تاریخ فلسفه است که  فیلسوف آن را بر اساس پیشرفت مفاهیم فلسفی روایت می کند. در آثار ابن سینا نه فقط آراء فیلسوفان بلکه آراء متکلمان هم ثبت شده است یعنی شأن ابن سینا به عنوان منتقد و تاریخ نگار فلسفه از اینجا مشخص می شود که ابن سینا فقط در چارچوب  تحلیل های ارسطویی از فکر پیش سقراطیان در باب مسائل طبیعت صحبت نکرده است بلکه هرجا که نیاز بود افکار اندیشمندان روزگار خود را ذکر کرده است.

وی افزود: یکی از ویژگی های کتاب این است که از ارسطو به عنوان پیشرو یاد می کند و همینطور در ذیل آراء اتم گرایان از آراء متکلمان یاد کرده است. متکلمان به دلایل عقیدتی وجود خلأ و جزء لا یتجزا را پذیرفته بودند اما پیشینیان یونانی مانند دموکریتوس در تبیین عالم بر پایه وضع اتم ها هدف دیگری داشته اند. علاوه بر اینکه در مبحث اتم گرایان  نام دموکریتوس و لوکیپوس را در این کتاب می آورد، نام  اتم گرایانی مانند  ذیمقراطیس و اپیکور که سال ها بعد از ارسطو بوده اند در کنار دموکریتوس می آید که نشان می دهد  ابن سینا کار تاریخ فلسفه ای انجام می دهد.

وی گفت: ابن سینا بر این نکته توجه دارد که اتم گرایانی پیش از ارسطو و بعد از ارسطو وجود دارند که هم مواضع وفاق دارند و هم مواضع خلاف،  در مواضع وفاق نام آنها را کنار هم می آورد. به کتاب شفا با این دید کمتر توجه شده است و دانشوران و بزرگان بیش تر سعی می کنند که ظرافت های متن را مطرح کنند. تنها هدف ابن سینا بیان عبارت ها و تحلیل فلسفی  نبوده بلکه یک نظام معرفت شناسی را می خواهد مطرح کند که پشت سر تحلیل عبارت ها و متن شناسی کتاب طبیعیات باید به این ها هم باید وقوف پیدا کرد که چه هستی شناسی پشت سر این طبیعیات وجود دارد. انتقاداتی که نسبت به بطلان طبیعیات قدیم صورت می گیرد بر این است که یک سلسله مراتبی در طبیعیات مطرح شده که از منظر علم امروزی بی معنا است. اما از زاویه دیگر می شود نگاه کرد که ما باید هستی شناسی که این طبیعیات قدیم  بر پایه آن قرار داشت را بشناسیم و شناخت هستی شناسی طبیعیات قدیم یک کار فلسفی محسوب می شود.

این عضو مؤسسه فلسفه و حکمت همچنین درباره شروح نوشته شده بر آثار ابن سینا افزود: بعد از کتاب شفا، تا زمان فخر رازی چیزی مستند از سنت تفسیری شفا نداریم یعنی هیچ اثر مستندی که بتوان گفت شفا به طور جدی ارزیابی شده است، نداریم. اولین ردپایی که می توانیم به صورت منسجم از آن صحبت کنیم کتاب فخر رازی با عنوان مباحث  المشرقیه می باشد که با این کتاب می توان دشواری های کتاب شفا خصوصا طبیعات را حل کرد.

وی ادامه داد: قریب به ۲۰۰ سال به دلایلی این کتاب مورد توجه قرار نگرفت و شاید بشود گفت وجود کتاب اشارات که موجز می باشد دلیلی باشد بر عدم توجه به طبیعیات شفا. اما از زمان شرف الدین مسعودی اولین بار به اشارات توجه می شود و فخر رازی به پرسش های مسعودی بر آن پاسخ می دهد بعد از این جواب، تلخیص و سپس شرحی  از اشارات می نویسد.

وی افزود: سنت شفاء خوانی اولین بار توسط میرفندرسکی تدریس می شود و اولین اثری که داریم تعلیقات بر طبیعیات شفاء از میرداماد است. یعنی از عصر صفوی به بعد طبیعیات شفاء جدی گرفته می شود و از آن پس  علاوه بر طبیعیات بر الهیات، برهان و نفس شرح و تعلیقیه نوشته می شود که این مجموعه حواشی مهم بر طبیعیات و الهیات  زمانی که فروغی ۱۲ سال دارد برای اولین بار در دارالفنون منتشر می شود،  از اینکه چه کسی این کار را کرده است ما اطلاعی نداریم. فروغی بعد از تحصیل در دارالفنون در همانجا مشغول به تدریس می شود. 

اسماعیلی درباره ترجمه فروغی و انتقاداتی که بر آن وارد است عنوان کرد: فروغی تصمیم می گیرد که کتاب فن سماع طبیعی را به فارسی ترجمه کند  که در مقدمه اشاره می کند از کمک های میرزا مهدی آشتیانی بهره مند شده است . آثاری که از فروغی آشنایی داریم یا تاریخ فلسفه غرب است یا حکمت سقراط و افلاطون و یا گلستان و کلیات سعدی ، فن سماع طبیعی کتابی فلسفی و فکری است  بنابراین انتقادات زیادی در رسانه ها مطرح می شود که این ترجمه فروغی نیست.

وی افزود: برخی بزرگان بین حکمت سقراط و افلاطون فروغی و عبارت های فن سماع طبیعی مقایسه ای انجام داده اند یا یکی دیگر از بزرگان وقتی در محضر دهخدا بود ، به مقاله ابن سینا  اشاره می کند که ترجمه آن ، کار کسی دیگری است  و دهخدا اعتراض می کند که این عبارت ها را باید حذف کرد اما مستنداتی که ارائه شده این است که کتاب ترجمه فروغی از آراء و افکار متکلمانی یاد شده و همینطور آراء ملاصدرا.

وی ادامه داد: بعضی از این بزرگان اشاره می کنند که فروغی کی فرصت  داشت که آثار ملاصدرا  و متکلمان را مطالعه کند ؟ در این حواشی چاپ سنگی تهران آراء متکلمان وجود دارد،  در این سنت نقل آراء متکلمان از طریق شروح اشارات و شروح تجرید الاعتقاد از طریق دشتکی و جلال الدین دوانی اشاره به آراء اشاعره و معتزله شده است. بنابراین اینها در سنت حاشیه نگاری بر شفاء انتقال یافته است، و اینها در حواشی چاپ سنگی دارالخلافه وجود دارد.

اسماعیلی گفت: پس نیازی نبود که محمد علی فروغی  به آثار ابوالحسن اشعری و دیگران مراجعه کند, چون نکات کلیدی در این شروح و حواشی آمده بود. افزون بر این چون آقا جمال خوانساری بعد از روزگار ملاصدرا است و ملاصدرا هم در تعلیقاتی که بر الهیات شفاء دارد در بعضی قسمت ها مباحث حرکت شناسی و مباحث دیگری را مطرح می کند. خوانساری به آراء ملاصدرا هم توجه دارد ، پس بنابراین گنجینه ای در اختیار فروغی قرار  دارد که فروغی بدون نیاز مستقیم  به آثار متکلمان و ملاصدرا به وسیله چاپ سنگی تهران از آن آراء استفاده کرده است. فروغی سه کار را انجام می دهد؛ ترجمه ، تلخیص کتاب شفاء و حاشیه نگاری بر این کتاب است. 

اسماعیلی در پایان به این نکته اشاره کرد که نتیجه نهایی این است که به هر دلیلی فروغی غیر از چاپ سنگی تهران یک نسخه خطی داشته و فقط چاپ سنگی  تهران در اختیار میرزا مهدی آشتیانی بوده ؛ داوری های میرزا مهدی نسبت به ترجمه فروغی در واقع ناظر به چاپ سنگی تهران است. پنج سال ترجمه این کتاب توسط فروغی به طول انجامید و در هرصورت اختلاف نسخه ها را میرزا مهدی عنوان می کند. قطعا نسخه ای که در اختیار فروغی بوده برای ترجمه متن نسخه دیگری بوده است به هرحال به چاپ سنگی هم مراجعه و از حواشی آن استفاده می کند. فروغی نامی از نسخه ای که استفاده کرده نمی برد از آنجایی که در چند جا اشاره می کند عبارات مشوش است می توان نتیجه گرفت که از نسخه  نه چندان مناسبی استفاده کرده است. در هر صورت فروغی و آشتیانی در سطح یک فیلسوف ظاهر می شوند، اینکه تا چه حد عبارات باید شرح و تفضیل پیدا می کرد موضوع دیگری است. نکته دیگر این است که کار فروغی که در بروکلمان هم ذکر شده است بر انتشار تصحیحات جدید بر شفاء تأثیر زیادی گذاشته است.

گزارش از زینب سیار
 

همچنین شاید مطالب زیر مورد پسندتان باشد...

افزودن یک دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *