رسانه هایی که کارگزار هجمه علیه ارزش های جامعه خویش اند

اندیشمندان غربی، مطبوعات را در کنار حکومت، مشارکت مردم و پاسخگویی حاکمیت، رکن چهارم دموکراسی می­خوانند. از آنجائیکه در گفتمان لیبرال دموکراسی، دموکراسی و آزادی بیان جزء دال­های محوری بوده که سایر مفاهیم حول آنها تعریف می شوند؛ برای مهم جلوه دادن ارتباط این پدیده­ی جدید دنیای مدرن با مفهوم آزادی، از این توصیف استفاده می­شود. البته در توجیه این مسئله گفته می شود که چون مطبوعات وسیله ای برای دانستن مردم هستند و به عبارتی نقش نظارتی رسانه در جامعه را ایجاد می کنند؛ چنین تاثیر بسزایی در دموکراسی دارند. چنانچه به قول هارولد لاسول، اندیشمند علوم سیاسی و ارتباطات و متخصص پروژه های عملیات روانی آمریکا در جنگ جهانی، «نقش نظارت بر محیط» یکی از نقش های سه گانه رسانه است. همچنین ویلبر شرام این نقش را تحت عنوان «نگهبان» معرفی می کند.

در جبهه بندی جریانات فکری داخل ایران، جریان اصلاحات بعنوان نماینده­­­ی تفکر لیبرال دموکراسی، حیات سیاسی خود را با محوریت قراردادن شعار آزادی آغاز نمود. کلمه­ای که در شعارهای انتخاباتی و میتینگ­های سیاسی اصلاح طلبان، به شدت پررنگ بود. البته آزادی طلبی در گفتمان اصلاح طلبان در پوشش شعارهای دینی و چهره ای منافقانه، خود را قرائتی بدیع از اسلام معرفی کرد تا حساسیت اکثریت مذهبی جامعه برانگیخته نشود. ولی بعد ازکسب اعتماد مردم در چارچوب انتخابات، به سمت رادیکال ترین شعارهای آزادی طلبان غربی یعنی پروتستانتیزم دینی هم پیش رفت.

از آنجائیکه این جریان مدتی است برای احیای خود و نجات از سراشیبی افول که بعد از دوران اصلاحات و نیز فتنه 88 دچارش شده است، مجددا دست به دامن برخی از ارزشها از جمله وجود امام امت (قدس سره شریف)، حضرت روح الله، شده است؛ بد نیست در این مقاله مروری کوتاه بر دیدگاه های حضرت امام پیرامون مطبوعات و آزادی رسانه داشته باشیم.
 
رسانه­ ی هدایتگر یا اغواگر؟

امام خمینی مطبوعات را دارای رسالت هدایتگری می­دانند. ایشان فرق اصلی شغل فعالان رسانه را با سایر مشاغل در همین وظیفه می­دانند و آسیب این شغل را نیز از عدم توجه به آن معرفی می­نمایند:« مسؤولیت بزرگ شما امروز قلم هایی است که در دست شماست. اداره شما مثل یک اداره دولتی نیست که هر چه در آن واقع شود در همان جاست، … اما قلم ها اگر لغزش پیدا کنند یک ملت را می لغزاند. رادیو تلویزیون، دستگاهی است که اگر فاسد باشد یک ملت را فاسد می کند»[1]. همچنین امام قلم را بعنوان ابزار این حرفه، بعنوان یک سلاح معرفی می­نمایند و لذا عرصه مطبوعات و نویسندگی را عرصه جنگ می­دانند. «قلم یک اسلحه است؛ این قلم باید دست اشخاص صالح باشد». و همچنین می­فرمایند: « آن قدر که بشر از قلم های صحیح نفع برده است، از چیز دیگر نبرده است؛ و آن قدر که ضرر کشیده است، از چیزهای دیگر ضرر نبرده است. قلم ها و بیان ها، با مغزهای مردم رابطه دارند»[2]. این مسئله دقیقا در نقطه مقابل نگاه اصلاح طلبان به مطبوعات است.

در ژورنالیسم غربی، رسانه باید صرفا وقایع را تعریف نماید. هرچند عملا چیزی جز تحریف وقایع حاصل نشده است. اما در کلام انقلاب و امام خمینی، رسانه نه تنها باید راستگو باشد، که باید درست نیز بگوید. ایشان در سطحی کلان­تر، این رسالت را برای همه­ی اهالی قلم نیز تعریف نموده و سوادآموزی و نوشتن را نیز در راستای تعالی بشری معرفی می­نمایند: «قلم به دست بگیرید برای تربیت بشر، آن قدری که بشر از قلم های صحیح نفع برده است٬ از چیزی دیگر نبرده است …»[3]. این نوع نگاه را ایشان در سخنان متعدد در جمع اهالی رسانه نیز بطور خاص­تر مطرح می­نمایند. از در جمع کارکنان روزنامه کیهان می­فرمایند: «قلم شما، اگر ارشادی باشد؛ ملت را به راه راست هدایت می کند و می تواند مردم را از انحرافات نجات دهد.»[4]. امام در کلامی دیگر، شغل نویسندگی را واجب کفایی معرفی می­کنند[5].
 
در مقابل، ماهنامه اصلاح طلب مهرنامه، در اولین شماره خود برای معرفی نقشه راه چنین نوشت: «مهرنامه در پی آن نیست که به مصادیق بپردازد. در واقع به تعبیر فقهی، هدف ما صدور فتوا نیست، تشخیص حکم است. ما همچنین از هیچ ایدئولوژی سیاسی و اجتماعی جانبداری نمی‌کنیم و طرفدار هیچ جناح سیاسی یا فکری نیستیم… ما برخلاف مارکس، به‌جای تغییر جهان، در پی تفسیر جهان هستیم…»[6]. ادعای اصلاح طلبان مبنی بر عدم جانبداری از هیچ ایدئولوژی خاص، هر چند که به لطیفه­ای خنده­دار و البته تکراری شبیه است؛ ولی همیشه بعنوان یک شعار ثابت در ادبیات این جماعت دیده می­شود. و این مسئله در ژورنالیسم اصلاح طلبان نیز مشهود است. اما این شعار پوشالی به فرض داشتن واقعیت عینی در عمل اصلاح طلبان نیز با مبانی نظری امام خمینی در تعارض جدی است. امام خمینی در تبیین وظیفه­ی روشنفکران اهل قلم می­فرمایند: «همّت بگمارید که قلم و بیان خویش را برای تعالی اسلام و کشور و ملّت خود به کار گیرید»[7]. این سخن و سخنان مشابه دیگر از حضرت امام، نشان از این دارد که روزنامه نگار اسلامی نه تنها باید حامی ایدئولوژی اسلامی باشد؛ که از بیان آن نیز ابایی ندارد. بطوریکه رهبر کبیر انقلاب در عالی­ترین جایگاه سیاست­گذاری، این مسئله را به صراحت در سخنان متعدد بیان می­دارد.

در کلام امام، رسالت رسانه هدایت و ارشاد جامعه به سمت تعالی است. این در حالیست که بسیاری از منتقدان غربی نیز، وضعیت رسانه­های غربی را در این راستا نقد می­کنند. نوآم چامسکی، نویسنده و محقق انتقادی معروف آمریکایی، مخاطبان عامی رسانه­های سرگرمی آمریکایی را از نگاه سیاست گذاران غربی، «اکثریت جاهل و مداخله گر» معرفی می­کند. مخاطبانی که به دلیل منافع جاه طلبانه­ی دولتهای خود و نیز سایر ارکان قدرت وثروت، از واقعیت های جامعه دور نگاه داشته می­شوند. لذا در چند دهه ­ی اخیر شاهد رشد قارچ­گونه­ی رسانه­های سرگرمی و خالی از ارزش در این کشورهای هستیم که مصرف گرایی را در عرصه رسانه نیز تسری داده­اند. والتر لیپمن، ژورنالیست معروف آمریکایی و همکار بسیاری از پروژه­های عملیات روانی این کشور در خلال جنگ جهانی، از هنر «تولید رضایت دموکراسی» در رسانه­های آمریکا نام می­برد. یعنی رسانه­های آمریکایی حس خوش داشتن دموکراسی را به مردم می­دهند نه حق رای حقیقی که شامل آگاهی نیز می­شود.

این دیدگاه­های انتقادی رو به رشد در غرب، در حال پرده برداری از حقیقت نسبت مطبوعات و دموکراسی غربی هستند. یعنی همانطوری که ذات دموکراسی در غرب، چیزی جز احساس داشتن حق رای و تعیین سرنوشت نیست و عملا جامعه را به بند کشیده است؛ رکن چهارم این دموکراسی نیز در حقیقت حس آگاهی و کسب معرفت است. حسی کاذب که سبب تفاخر غربیان و فریفته شدن غرب زدگان در اقصی نقاط جهان می­شود.
 
تقوای رسانه ای:

حضرت امام، ساحت مطبوعات و رسانه را همچون محضر خدا می­داند. «در نوشته هایتان به خدا توجه داشته باشید، بدانید که این قلم که در دست شماست در محضر خداست»[8]. لذا در منظومه کلام ایشان، نمی­توان مواجهه­ای ماکیاولی با رسانه داشت. ایشان به هیچ وجه نمی­پذیرند که چون ذات رسانه و به همین ترتیب پروپاگاندا در غرب با دروغ و تبلیغات سیاه آمیخته شده است، استفاده از این شگردهای تبلیغاتی غیراخلاقی در رسانه­های کشور اسلامی نیز مجاز باشند.
 
آزادی و مطبوعات:

اندیشمندان غربی و به تبع آن اصلاح طلبان، تقریبا هیچ حریم رسانه­ای در تقابل با جبهه گفتمانی مقابل خود قائل نیستند. چنانچه در رسانه­های غربی توهین و هتاکی در قالب فکاهی، برای پیامبران الهی و حتی حضرت مسیح(ع) نیز مجاز است. استفاده از پورنوگرافی برای افزایش سود در نشریات سرگرمی و مد، کاملا عادی است. «نیل مالاموث و ادوارد دانراشتین، تاثیر باثبات سکس و خشونت در رسانه­ها را ثابت کرده­اند». از این قبیل پژوهش­ها و تحقیقات در سنجش تاثیرگذاری روابط غیر اخلاقی، خشونت، فرقه گرایی و نژاد پرستی، میلیتاریسم و … در کشورهای غربی کم نیست. امروزه بسیاری از دانشمندان حوزه روانشناسی، رسانه و علوم اجتماعی به لزوم محدود کردن آزادی در رسانه و مطبوعات معتقدند. ولی متاسفانه بت آزادی شکل گرفته در ذهن شیفتگان غرب، حتی بعد از این اعترافات صریح نیز ترک بر نمی­دارد.

این آزادی لجام گسیخته مورد ادعای غرب، فقط در مورد کشورهای کمونیستی(رقیب سابق نظام لیبرال دموکراسی) و اکنون جهان اسلام، صدق می­کند. هنگام نقد ارزشهای کلیدی غربی که می­شود؛ مفهوم آزادی هیچ جایگاهی ندارد. با این وجود، رسانه­های اصلاح طلب چشمان خود را روی این تناقضات آشکار می­بندند و الگوی غربی را ستایش می­نمایند. در شرایطی که جمهوری اسلامی و رسانه­های اندک برآمده از این گفتمان، در نظم ناعادلانه حاکم بر جهان، ماهیت رژیم صهیونیستی و برخورد دوگانه غربی­ها در قبال این جرثومه فساد را متزلزل می­کند؛ رسانه­های اصلاح طلب در نقش دفاتر حافظ منافع این رژیم جعلی، به زیرسئوال بردن و افراطی خواندن موضع اصولی جمهوری اسلامی می­پردازند. از این جمله می­توان به مقالات متعدد روزنامه خرداد در دهه­ی هفتاد، به مدیرمسئولی عبدالله نوری اشاره کرد که از جمله می­نویسد: «برخى محافل در گذشته و اکنون براى کسب وجهه انقلابى، مخالفت با روند صلح را با عنوان اساس سیاست خارجى معرفى کرده‌اند و مى‌کنند…»[9]. این مقاله از جمله مقالات متعدد این روزنامه افراطی در زیر سئوال بردن مواضع اصولی امام خمینی درباره­­ی آرمان فلسطین و محکومیت مذاکرات سازش است. عبدالله نوری در جلسات دادگاه نیز از این موضع گیری دفاع تمام قد نمود و گفت: «اگر فلسطینیها خواستار صلح با اسرائیل هستند، ما کى هستیم که به دنبال جنگ باشیم!»[10]. وی در جریان فتنه اسرائیلی 88، پس از اعتراض عده­ای از مردم قم به حضور کروبی گفت: «حقوق بگیران و دست نشاندگان جنایتکار با اقدام های خود روی خوارج و جلادان اسرائیل را سفید می کنند»[11]

سایر روزنامه­های زنجیره­ای در برهه­های مختلف، به محکومیت جمهوری اسلامی ایران در مبارزه با صهیونیزم و نظام استکباری حامی آن، پرداختند. کار به جایی رسید که هر وقت افسانه­ی هولوکاست از سوی مسئولین کشورمان زیر سئوال می­رفت، اصلاح طلبان زودتر از صهیونیستها به محکومیت آن می­پرداختند. زمستان سرد سال 1387 و جنگ 22 روزه غزه، برای مزدوران رسانه­ای رژیم صهیونیستی در رسانه­های زنجیره­ای گرم و پر رونق بود. چنانچه در بیانیه طیف علامه دفتر تحکیم وحدت، این جریان بدنام در کنار اوباما وشیمون پرز، بعنوان حامیان رژیم صهیونیستی ثبت شد. در این بیانیه مذکور که توسط چندین رسانه­ی داخلی اصلاح طلب و رسانه­های عدیده­ی خارجی بازنشر یافت، مبارزان فلسطینی و جریان منتخب مردمی حماس بعنوان مقصران طرفی از جنگ معرفی شدند! مشابه این رویکرد خبری در جریان جنگ اخیر 51 روزه در غزه نیز به وضوح رخ داد. بطوریکه روزنامه اصلاح طلب و زنجیره­ای آرمان، کاریکاتوری علیه مقاومت اسلامی کشید.
 
آزادی ابتذال!

امروزه تلاش بسیار شدیدی از سوی رسانه­های فارسی زبان نظام سلطه برای ترویج و نهادینه کردن همجنس بازی، روابط ضربدری و ازدواج سفید مشهود است. جالبتر اینست که اکثر خبرنگاران و کارمندان این رسانه­ها، قبل از فرار به خارج از کشور، همکار رسانه­های اصلاح طلب بودند. به عبارتی رسانه­های اصلاح طلب، دوره­ی کارآموزی فعالیت رسانه­ای ضد دینی و ضد انقلاب می­شود. مثلا چندی پیش کمپینی ضد دینی با عنوان «آزادی یواشکی زنان ایرانی» در فضای مجازی بمنظور نهادینه کردن هتک قانون حجاب، از سوی خبرنگار فراری روزنامه اعتماد ملی راه اندازی شد. بسیاری از مجریان، خبرنگاران، کاریکاتوریست­ها و دست اندرکاران بی بی سی فارسی، صدای آمریکا، روزآنلاین و … نیز از این دسته مجرمان فراری بوده و هستند.
 
رسانه­ های کودتا یا جامعه مدنی؟

رسانه­های اصلاح طلب در کودتا و براندازی نیز سابقه­ی سیاهی دارند. تحریک رسانه­های اصلاح طلب در جریان کودتای 18 تیر 1378 در تهران، و کشته سازی­های آنها بمنظور افزایش تنور این کودتا[12]، در جریان کودتای مخملی 88 دوباره بازیابی شد. در سالهای اخیر نیز تملق و چاپلوسی از دولت یازدهم، مجالی برای حیات این رسانه­های ساختارشکن فراهم کرده است. در این شرایط این رسانه­ها بار دیگر قابلیت کودتاگری خود را به اطلاع افرادی که تمایل بهره­برداری سیاسی از آنها را دارند، رساندند. سناریوی کثیف اسیدپاشی در اصفهان و تهران که با تحریک چند رسانه اصلاح طلب و بعضا مرتبط با دولت به وقوع پیوست، به دنبال دوقطبی کردن جامعه به «مذهبیِ اسید پاش» و «بی­بندبارِ قربانیِ اسیدپاشی» آن هم در آستانه­ی ایام محرم بود. هرچند این پروژه با روشنگری دلسوزان انقلاب به سرانجام مطلوب نرسید، حاوی پیام کاملی از آمادگی جاسوسان خبرنگارنما به سرویس­های بیگانه برای انجام کودتاهای احتمالی آینده بود.

این موارد بعنوان مشتی از خروار اقدامات خلاف امنیت ملی و ارزشی از سوی اصلاح طلبان است. این در حالیست که در کلام امام نه تنها رسانه باید حامی اصول اعتقادی نظام اسلام باشد، که حتی باید حامی ساختار سیاسی این نظام باشد و از تهمت غربی «رسانه­ی حکومتی شدن» نهراسد. که اگر حکومتی بودن رسانه بد است، رسانه­های غربی حکومتی­ترین رسانه­های عالم هستند. «مجله باید در خدمت کشور باشد، خدمت به کشور این است که تربیت کند، جوان تربیت کند، انسان درست کند… مجله باید وقتی کسی بخواند، ببیند، اگر عکس دارد، عکسی باشد که تهییج کند برای این که مقابله با دیگران بکند. اگر مطلبی دارد، مطلبی باشد که بسیج کند این را برای حفظ استقلال خودش». ایشان در ادامه مجله­ای را که از این مفاهیم دفاع نکند، طاغوتی معرفی می­نمایند.[13]
 
آزادی نمایشی به سبک غرب؛ برای اسارت ظاهری وباطنی جامعه:

اصلاح طلبان نیز به منظور مشغول سازی جامعه به ظاهر شعار می­دهند که «دانستن حق مردم است». این شعار به ظاهر زیبا و پر طمطراق، در عمل همانند غرب، جامعه­ای مسخ شده را به بار می­آورد که اولویت­های حیاتی خود را در سطور روزنامه­های سیاست­باز پیدا کند. لذا جامعه­ای که در روزنامه­های اصلاح طلب ترسیم می­شود، به دنبال «جامعه مدنی»، «توسعه سیاسی»، «آزادی مطبوعات برای توهین به مقدسات دینی» و … است. این جامعه کاری به فسادهای کلان جریان سیاسی حامی روزنامه­های زنجیره­ای ندارد. عدالت اجتماعی برایش مهم نیست. به پیشرفت درونزا علاقه­ای ندارد و سعادت کشوری با تاریخ قرن­ها مبارزه علیه استعمار را در التماس به دشمن می­یابد. اما واقعیت چیز دیگری است. جامعه­ی ایران با وجود تلاشهای بسیار داخلی و خارجی، اولویتهای خود را حفظ کرده است. لذا جریان اصلاحات نمی­تواند شعارها وارزشهای خود را اجتماعی کند و در قشرهای محدود نخبگان خود محصور می­شود.

این مسئله­ای است که بسیاری از اصلاح طلبان همچون احمد نقیب زاده به آن اعتراف دارند: «سوگمندانه باید گفت که جریان اصلاح‌طلب بر اساس برخی نظرات به ظاهر جامعه‌شناسانه؛ دریافت‌های غلطی از جامعه‌ی ایران و توده‌های مختلف مردم ایران دارد.»[14]. این تناقض آشکار اصلاح طلبان کار را به جایی می­رساند که همین رسانه­ها با دموکراسی برخوردی دوگانه دارند. یعنی فقط دموکراسی­ای مطلوب است که منافع این قشر را تامین نماید. لذا مردم را دلفین­های می­دانند که به استقبال مسئولین خود رفته­اند[15]؛ یا همانند رجبعلی مزروعی، مردمی که به حمایت از طرح­های براندازانه جناح افراطی مجلس ششم اقدام نکردند، طالب مرگ موش رایگان معرفی می­شوند. تحریف و یا سانسور حماسه­ی 9دی 1388، سانسور حماسه­ی 13 آبان بخصوص در چند سال اخیر، پوشش ضعیف و سانسورگونه­ی روز قدس و 22 بهمن، از دیگر افتخارات ضد مردمی این رسانه­های وابسته به نظام سلطه است.

بر خلاف سیاه­نمایی دشمنان انقلاب و معاندان داخلی در دیکتاتورنمایی حکومت دینی برآمده از انقلاب اسلامی ، در کلام امام خمینی نه تنها مطبوعات غیرمردمی نیستند بلکه باید نماینده خواسته­ها و مطالبات و دغدغه­های مردم باشند: «به طور کلی در هر کشوری مطبوعات آن کشور و تلویزیون و رادیو آن کشور باید در مسیر آن ملت و در خدمت ملت باشد. مطبوعات باید ببیند که ملت چه می خواهد، مسیر ملت چیست، روشن گری از این طریق داشته باشد و مردم را هدایت کند.[16] ». آنچه در کلام امام و انقلاب صادقانه بیان می­شود؛ ملازم بودن هدایتگری رسانه و مطبوعات در عین مردمی بودن آن است. این مسئله سایر انواع رسانه چون کتاب، فیلم، موسیقی و تئاتر را نیز شامل می­شود. لذا در کلام امام و انقلاب اسلامی، رسانه باید به تبیین عقلانی حق و باطل پرداخته و غبار تیرگی را از چهره­ی حقیقت کنار بزند؛ ولی تصمیم را به عهده­ی مخاطب خود گذاشته و مطالبات بر حق وی را نمایندگی کند. امام خمینی در تبیین مغایرت آزادی غربی با آزادی حقیقی می­فرمایند: «بعضی مطبوعات به خیال اینکه آزادی است می‌خواهند از مردم سلب آزادی کنند»[17]. همچنین در تشریح مردمی بودن انقلاب و قانون اساسی و ضد مردمی بودن دشمنان آن می­فرمایند: «معنی آزادی این نیست که هر کس برخلاف قوانین، بر خلاف قانون اساسی یک ملت هر چه دلش می‌خواهد بگوید مثلاً اهانت به مردم بکند.»[18].

پی نوشت ها:

[1] – 12/3/60 بیانات امام در جمع کارکنان کیهان صحیفه نور ٬ ج 14
[2] -. 6/10/1359 در جمع مسؤولان نهضت سواد آموزی ٬ صحیفه نور ٬ ج ٬13 ص 25
[3] – . 6/10/1359 بیانات امام خمینی در جمع مسؤولان نهضت سواد آموزی ٬ صحیفه نور ٬ ج ٬13 ص 253
[4] -12/3/60 بیانات امام در جمع کارکنان کیهان صحیفه نور، ج 14، ص 258 257.
[5] -. 26/10/61بیانات امام در جمع گروهی از کارکنان صنایع دفاع و… صحیفه نور ٬ ج ٬17 ص 152
[6] – محمد قوچانی، تفسیر جهان بجای تغییر جهان، مهرنامه، اسفند 1388
[7] -. 22/11/62پیام به مناسبت پنجمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، صحیفه نور،  ج 18، ص 239 و 238
[8] -15/10/59 بیانات امام در جمع اعضای هیأت تحریریه مجله سروش، صحیفه نور، ج 13، ص 251.
[9] –
[10] شوکران اصلاح، ص 150
[11] -عبدالله نوری در تماس تلفنی با مهدی کروبی، العربیه، 4 سپتامبر 2010
[12] – روزنامه خرداد در تاریخ 19 تیر 1378 با انتخاب تیتر «کوى دانشگاه تهران به خون کشیده شد» خبر از کشته شدن تعدادى از دانشجویان در وقایع کوی دانشگاه 78 داد، در حالى که این خبر صحت نداشت.
[13] – . 14/4/1358 در جمع کارکنان مجله خواندنی ها ٬ صحیفه نور ٬ ج ٬8 ص 24
[14] -مصاحبه احمد نقیب زاده با سایت ندای ایرانیان، به نقل از خبرگزاری فارس، 8/9/1393
[15] -اشاره به تعبیر توهین آمیز روزنامه اعتماد ملی در شرح استقبال مردم از سفرهای استانی دولت نهم
[16] -8/3/1358 بیانات امام در جمع کارکنان روزنامه کیهان، صحیفه نور، ج 7، ص 18.
[17] -بیانات حضرت امام، 18/3/1358
[18] -بیانات امام خمینی، 9/3/1358
 
منابع:
داوود رجبی نیا. غرب از رویا تا واقعیت. قم: مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما، 1389.
—. قاب جادو، غرب از رویا تا واقعیت4. قم: مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، 1389.
محمود سروری. "والقلم و ما یَسْطُرون." گلبرگ، 1383.

 

سید امیرعلی ناقدی: کارشناس ارشد تبلیغ و اطلاع رسانی فرهنگی

پایگاه برهان

انتهای متن/

همچنین شاید مطالب زیر مورد پسندتان باشد...

افزودن یک دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *