ضعف مدیریت در ميراث فرهنگي

حسن روانشيد در روزنامه جوان نوشت: يكي از معضلاتي كه چند سال است گريبان دولت‌ها را گرفته حجم زیاد وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها، مؤسسات و شركت‌هاي وابسته به مجموعه كلان كشور است. در حالیکه همه مسئولان بر کوچک‌کردن حجم دولت و چابک‌سازی آن در نظر و شعار موافقت دارند اگرچه شهرداري‌ها بخش خصوصي به‌حساب مي‌آيند اما به دليل استفاده از كمك‌هاي بيت‌المال مي‌توان آنها را خصولتي فرض نمود.  اخيراً و در دور جديد حضور شورا‌هاي اسلامي شهر پنجم تعدادي از كلانشهرها مديران خود را از اين رده به مديريت كل ارتقا داده كه پيداست زيرشاخه‌هاي آنها هم درجات بالاتري را كسب خواهند نمود كه اين خود نيازمند اعتباري جديد براي پرداخت تفاوت مبلغ حقوق و مزاياي تازه است درحالي‌كه به علت ركود ساخت‌وساز درآمدهاي شهرداري‌ها به‌شدت تقليل يافته است! به تبعيت از اين اتفاقات ريز و درشت يكي از زيرمجموعه‌هاي دولتي ازجمله در حوزه رياست جمهوري دم از ايجاد وزارتخانه مي‌زنند كه اين امر اگر اتفاق بيفتد به‌خودي‌خود مي‌تواند هزينه كلاني را براي سازمان برنامه ‌و بودجه ايجاد نمايد. برنامه‌ريزان مخالفت با روند صرفه‌جويي بايد بدانند آفتابه‌لگن‌ها اگر صد دست هم باشند وقتي شامي براي خوردن در كار نباشد مثمر ثمر نخواهد بود! سال‌هاست دولت‌ها در تبليغات قبل از انتخاب دم از كوچك كردن مي‌زنند اما پس از روي كار آمدن، نسيان به سراغشان مي‌آيد و همه وعده‌هاي خود را به فراموشي مي‌سپارند! سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و صنايع‌دستي قبل از ايجاد به‌نام وزارت فرهنگ و هنر ناميده مي‌شد اما به‌منظور كم كردن وسعت دولت اين مجموعه با عنوان معاونت رياست جمهوري به اين نام تغيير يافت تا بتواند راحت‌تر به فعاليت‌هاي خود بپردازد و براي كوچك‌ترين مورد به استيضاح مجلس شوراي اسلامي كشيده نشود.  اما اين تغيير نام نه‌تنها نتوانست بهره‌وري را افزايش دهد بلكه باعث شد همچنان حياط‌خلوت دولت‌ها باقي‌مانده تا بتوانند سياست‌هاي خود را در آن مديريت نمايند. سال‌هاي متمادي گذشت و با توجه به اينكه كشور ايران از نظر ميراث فرهنگي يكي از معدود سرزمين‌هاي بكر و دست‌نخورده دنيا است اما مسئولان اين نهاد حساس نتوانستند بهره‌اي مناسب از اين برند ببرند و از وجود هزاران اثر و هنر تاريخي و باستاني ملموس و ناملموس آن آحاد سرزمين را بهره مناسب سازند. در زمينه گردشگري نيز با توجه به چهار فصل بودن و داشتن جاذبه‌هاي بي‌نظير همچنان در پايين‌ترين رده امتيازات مانده‌اند بدون اينكه كوچك‌ترين تلاشي پيرامون خروج از اين چالش داشته باشند. صنايع‌دستي را نيز به حال خود رها كرده‌اند تا كشورهايي ازجمله چين و پاكستان از آن كپي‌برداري كرده و بازارها را اشباع نمايند! موزه‌ها به حال خود رها شده تا هر روز قسمتي از آن به سرقت رفته يا براثر بي‌مبالاتي و ندانم‌كاري بعضي از شاغلان در آن مضمحل شود!  با عدم هماهنگي منضبط في‌مابين مجموعه يكپارچه ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع‌دستي و تغييرات متعدد در مديريت آن و حضور بعضي افراد ناوارد در رأس هر قسمت، كار به‌جايي كشيده كه از اين سازمان عريض و طويل و بلااستفاده اسم و تابلويي باقي‌مانده و هر روز يكي از داشته‌هاي فرهنگي ملموس و غيرملموس آن توسط يكي از همسايگان به يغما برده مي‌شود و به‌نام خود در يونسكو به ثبت مي‌رسانند يا از سوي وزارت صنعت و معدن براي اكتشاف اجاره داده مي‌شود اما امروز به‌جاي اينكه مشكل حل شود صورت‌مسئله را پاك مي‌كنند و طرح جديدي تحت عنوان وزارتخانه را تقديم دولت مي‌نمايند تا مراحل قانوني آن طي شود! انگار تنها مشكل موجود اين مجموعه ارزشمند و حساس كه متولي تاريخ تمدن و هنر و فرهنگ ملموس و ناملموس است تغيير تابلوي آن از سازمان به وزارت مي‌باشد!  مسئولان و مشاوران آن بهتر است به‌جاي ايجاد پست‌هاي جديد در سازمان سعي نمايند روند كار را در اين مجموعه به چرخش درآورند تا با حضور محققان و گردشگران از سراسر دنيا موجوديت و مالكيت فرهنگ و هنر اصيل كشور بيشتر شناخته شود و تحركي نيز در روند اقتصاد ايجاد گردد.

همچنین شاید مطالب زیر مورد پسندتان باشد...

افزودن یک دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *